أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

299

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

حسن بصرى گفت : يعنى خطبهء ايشان كنيد و ليكن وعده مدهيد ايشان را بسر . يعنى بنكاح بدانكه گوئيد كه چون عدّه بسر رود من ترا بخواهم يا بزن من باش . ضحاك و ربيع گفتند : مراد بسر جماع است به حرام و آنچنان بود كه مردى بنزديك زنى شدى و او را بفريفتى بگفتارهاى خوب و گفتى كه مرا تمكين كن كه تا چون عدّه بسر آيد آشكارا ترا بخواهم ، خداى تعالى ازين نهى كرد الّا آنكه گوئيد با ايشان گفتارى نيكو و آن تعريض است چنان كه گفته شد . [ وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ] عزم مكنيد و دل بر منهيد بر آنكه بر زنانى كه در عدّه‌اند عقد ببنديد تا آنگه كه نوشته بوقت خود رسد ، يعنى تا عدّه بسر آيد و عدّه را كتاب خواند از بهر آنكه نوشته و فريضهء خداى است بر زنان و بدانيد كه خداى مى - داند آنچه شما در ضمير خود ميداريد از وعدهء نكاح دادن پنهان يا عزم بر نكاح ايشان در عدّه از خداى حذر كنيد و ازو بترسيد و بدانيد كه خداى تعالى آمرزنده و بردبار است تعجيل نكند بعقوبت و امهال كند براى آنكه تعجيل كسى كند كه ترسد كه آن از او فائت شود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 236 ] لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ( 236 ) گفته‌اند كه : سبب آن بود كه ايشان را عادت بودى كه طلاق بسيار دادندى و مراجعت كردندى رسول ازين سبب نهى كرد و گفت : ما بال اقوام يلعبون بحدود اللّه ، چه بوده است اين قوم را كه بحدّهاى خداى بازى ميكنند و رسول گفت : لا تطلّقوا نساءكم الّا عن ريبة ، زنان را طلاق مدهيد الّا از ريبتى يعنى تهمتى ، فانّ اللّه لا يحبّ الذوّاقين و لا الذوّاقات ، كه خداى تعالى چشندگان را دوست ندارد از مردان و زنان يعنى آن را كه هر وقتى زنى نو كند يا شوهرى نو . و گفت : ابغض الحلال الى اللّه الطّلاق ايشان چون اين بشنيدند گمان بردند كه بهر طلاقى ايشان را اثمى و حرجى خواهد